حماقت کالدرون = ذکاوت پرس
بدست مدیر سایت • ۲۳ شهریور ۱۳۸۸ • دسته: دستهبندی نشدهگاه دو نفر در یک جایگاه آنچنان متفاوت ظاهر می شوند که اشتباه یکی برابر درستی دیگری است. اتفاقی که در رئال مادرید افتاد و باعث شد تا مسیر تکوین یکی از پرافتخارترین و بزرگترین باشگاه های جهان تغییر کند…
دایناسور
رامون کالدرون نامی از خود به جای گذاشت که در خوشبینانه ترین حالت در صورت ادامه کارش شاید باشگاه مادریدی را به یک تیم درجه دوم اسپانیا تبدیل می کرد. خطاهای مدیریتی او ما را به یاد برخی از مدیران گذشته و حال فوتبال کشور خودمان می اندازد. مدیران در لالیگا رکن مهمی را در نتیجه گیری یک باشگاه ایفا می کنند. آنان کنترل تمام عملیات نقل و انتقال، عزل و نصب مربیان و کلیه امور جاری تیم را برعهده دارند، برخلاف تیم های انگلیسی که معمولا استراتژی فنی و سیاست گذاری ترانسفرها را سرمربی یا رئیس (BOSS) انجام می دهد. بنابراین مدیریت باشگاه های اسپانیایی از حساسیت فراوانی برخوردار است و کسانی از عهده آن بر می آیند که علاوه بر تدبیر، به نکات فنی فوتبال و روابط عمومی مطلوب نیز تسلط داشته باشند. بزرگترین اشتباه کالدرون پیروی مقلدانه از سیستم بارسلونای دهه هفتاد بود. وی با خرید پنج بازیکن هلندی (نیستلروی، روبن، اسنایدر، فن درفارت، درنته) که نیمی از تیم ملی هلند را تشکیل می دادند به دنبال تشکیل مکتب هلندی در باشگاه رئال مادرید بود یعنی فلسفه ای که سالهاست از زمان حضور یوهان کرویف در بارسا اجرا می شود و نسبتا موفق بوده است، غافل از اینکه لوس بلانکوس تمام موفقیت هایش را موقعی بدست آورده که در راه فوتبال لاتین قدم گذاشته است، چه زمانی که از بازیکنان آمریکای لاتین استفاده کرده و چه وقتی ستارگان اروپای لاتین درخشش داشته اند و درست زمانی افول می کند که از فلسفه ذاتی خود دور شود. ضمن اینکه خرید چند بازیکن هم پست و مشابه نیز فقط از یک مدیر نالایق بر می آمد که توسط وی انجام شد! خطای نابخشودنی بعدی کالدرون انتخاب برند شوستر بود، کسی که در زمان بازیگری در بارسلونا، رئال مادرید و آتلتیکومادرید توپ زده و از نظر افکارعمومی مادرید و کاتالونیا یک خائن بالفطره سه طرفه است.
ادامه مسیر اشتباهات کالدرون با روش های ناجوانمردانه و غیرمعمول در ترانسفر بازیکنان کامل شد. وی برخلاف سایر مدیران باشگاه های بزرگ با استفاده از دلالان حرفه ای به وسوسه بازیکنان مبادرت می ورزید. یکی از مشهورترین جنجال هایی که براه انداخت، ماجرای کریستیانو رونالدو بود. همیشه عرف دیپلماتیک بر این است که برای خرید بازیکن تحت قرارداد با تیم کنونی وی مذاکره می کنند و در صورت توافق معامله انجام می شود ولی کالدرون با وکیل بازیکن تماس گرفته و حتی قراردادی داخلی با او امضا می کند و برای رسیدن به خواسته اش حاضر می شود زیر بار غرامتی ۳۰ میلیون پوندی برود که اگر انتقال رونالدو به مادرید صورت نگیرد، مبلغ یاد شده به وکیل بازیکن پرداخت شود! این موضوع عین بی خردی یک مدیر را نشان می دهد. همین اتفاق باعث شد تا سرآلکس فرگوسن طی مصاحبه ای اعلام کند: “کالدرون مانند دایناسور است و می خواهد همه چیز را ببلعد”. نگرش فاشیستی کالدرون در اداره تیم رئال مادرید که با مخالفت گسترده هواداران همراه بود تا به آنجا پیش رفت که برای حفظ صندلی ریاست باشگاه در انتخابات، دست به تقلب گسترده زد. پس از آشکار شدن حیله اش، مجبور به استعفا شد و این شاید بهترین تصمیمی بود که در طول دوران مدیریتش در رئال مادرید گرفت.
چرچیل
نامی آشنا برای هواداران سپیدپوش، امیدها را زنده کرد:”فلورنتینو پرس”. مدیری که قبلا با قهرمانی اروپا و اسپانیا ذکاوتش را اثبات کرده بود می توانست جایگزین دیکتاتور مادرید به باد ده یعنی کالدرون شود. وجود یک مدیر با سیاست که بتواند علاوه بر وضع وخیم باشگاه آبروی آسیب دیده و زیان های وارده را جبران کند واجب می نمود. پرس که به خوبی از ارزش پیشینه خود با خبر بود با کمال خونسردی از چندماه قبل از انتخابات ریاست رئال خود را کاندید اعلام کرد و با نفوذ رسانه ای که داشت شروع به تبلیغ نقطه نظرات خود نمود. وی ضمن اینکه فشاری نرم به کالدرون وارد می کرد، افکارعمومی هواداران را به آرامی نسبت به رئیس سابق می شوراند، البته اشتباهات مکرر کالدرون نیز کمک شایانی به ضدتبلیغات پرس می نمود. این تفکر تا جایی پیش رفت که فلورنتینو پرس در رفراندوم ریاست باشگاه بی رقیب ماند و اولین پیروزی بی دردسر بدست آمد.
حرکت بعدی بدست آوردن محبوبیت نزد هواداران بود یعنی وجه ای که کالدرون از دست داده بود. بهترین عامل خرید کاکا ستاره میلان بود که سمبل باشگاه ایتالیایی بود و نیز شهرت کاملا مثبتی داشت. دیگر طرفداران رئال سر از پا نمی شناختند، مدیر جدید محبوبیتی صدچندان پیدا کرد، ضمن اینکه به وعده خود عمل کرده است و خوش قولی یک نامزد ریاست بزرگترین یار پیروزی اوست. تاکتیک بعدی احیای آبروی باشگاه بود که با اعمال خطای کالدرون در برابر تیم های دیگر آسیب دیده بود. برای رسیدن به این هدف، جبران مافات حاصل از ترانسفر ناموفق کریس رونالدوست. اگر موضع اشتباه قبلی ادامه می یافت نه تنها رونالدو بدست نمی آمد بلکه ۳۰ میلیون پوند خسارت نیز وارد می شد. پس اعلان رسمی صلح با منچستریونایتد و دلجویی از آنان بهترین استراتژی بود و بلافاصله پیشنهاد بزرگ مالی که شیاطین سرخ را راضی به معامله نماید. با ظرافت هرچه تمامتر عملیات خرید رونالدو انجام شد و گرهی که کالدرون با دندان نتوانست باز کند با تدبیر پرس باز شد. آقای رئیس با بازگرداندن مادرید به مسیر اصلی یعنی پیروی از مکتب اصیل فوتبال لاتین، خطای مدیر قبلی را تصحیح کرد و با فروش تنی چند از بازیکنان هلندی رئال نشان داد که بر اعتقاد خویش پافشاری خواهد کرد. انتخاب یک مربی با تفکر فوتبال لاتین هم کامل کننده پروژه خواهد بود و بدینسان پلگرینی به مادرید رسید. حال با به پایان رسیدن عصر دایناسور و ظهور دوباره سیاست و تدبیر در باشگاه رئال مادرید باید ببینیم “آیا چرچیل سپیدپوشان می تواند بازهم موفقیت های گذشته را تکرار کند؟”
امیرمنصور رنجبرنیا
مدیر سایت
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای مدیر سایت

