وقتی هوادار از نیمکت نشینی شیث استقبال می کند؛ آخرین نفس های فوتبالفارسی

بدست مدیر سایت • ۹ شهریور ۱۳۸۸ • دسته: دسته‌بندی نشده

نظر مجید جلالی این است: «سطح نهمین دوره لیگ حرفه ای ایران جای نگرانی دارد و نسبت به گذشته هیچ پیشرفتی نداشته.» جلالی در لیگ هفتم حرفه ای و در بحبوحه رقابت استقلال و سایپا بر سر قهرمانی هم چنین عقیده ای داشت و شاید در لیگ هشتم به این دلیل از پافشاری بر این موضع کوتاه آمد که خودش با یکی از تیمهای این لیگ ضعیف درگیر بود.
در سطوح غیر فنی اما پیشرفتهای آشکاری دیده می شود که ریشه های آن در همراهی ذهنیت عمومی جامعه فوتبال با نظریه جلالی مستتر است.هوادارعامی فوتبال دیگر صرفا با تماشای یک مسابقه فوتبال سیراب نمی شود و به کیفیت اهمیت می دهد. حمایت کورکورانه از تیمهای محبوب به حداقل کاهش پیدا کرده و سکوهای خالی ورزشگاهها پس از نمایش ضعیف تیمها جلب نظر می کند.امروز هوادار زمانی برای تیمش هورا می کشد که فوتبال خوب می بیند و اسطوره ها زمانی تشویق می شوند که توقعات عمومی را برآورده می کنند. توده جامعه با مجید جلالی هم عقیده است و قبل از آنکه مثل همیشه محتویات ظرف غذا را ببلعد، تصمیم گرفته به رنگ، بو و طعم آن هم توجه کند.
کمرنگ شدن اسطوره ها و توجه بیشتر به بازیکنانی که منافع تیمی را بر منافع فردی ترجیح می دهند نشانه آشکاری از رواج این ذهنیت در جامعه فوتبال است. پرسپولیس در نیمه دوم بازی مقابل صبا،هجومی و تماشاگرپسند بازی می کند و هیاهوی شصت هزار نفر را پشت سر خود می بیند. در آن لحظات برای هوادار تفاوتی میان علی کریمی و هادی نوروزی نیست و او از بازی هدفمند و پر شور تیمش به وجد می آید. وسلی برازیلیا در اولین دقایق حضورش در میدان مورد تشویق تماشاگر قرار می گیرد، چون خوب می دود، خوب درگیر می شود و برای تیمش موقعیت می سازد. هواداران پرسپولیس خیلی زود تلفظ نام او را یاد گرفتند، چون با بازیکنی مواجه بودند که برای تولید فوتبال خوب و با کیفیت تلاش می کند. درست در لحظاتی که تماشاگران وسلی را فریاد می زدند، چهره بی تفاوت شیث رضایی روی نیمکت ذخیره ها جلب نظر می کرد. بازیکنی که به تبعیت از الگوهایی چون بهروز رهبری فر،مهدی هاشمی نسب و علی انصاریان قواعد اسطوره شدن را آموخت، اما در زمانه ای گرفتار شد که هوادار ایرادهای فنی را به فیگورهای متعصبانه و مانورهای رسانه ای نمی بخشد.
شیث رضایی روی نیمکت می نشیند و هوادار بازیکنان گمنامی را صدا می زند که اولین روزهای زندگی در کنار پیراهن سرخ را تجربه می کنند. آیا او گمان می کرد پرسپولیسی های حاضر در ورزشگاه از غیبتش در ترکیب اصلی متعجب می شوند و فریاد اعتراض سر می دهند؟ آنها حتی خواهان حضور مهدی شیری در ترکیب اصلی شدند اما نامی از شیث نبردند.
سیر صعودی محبوبیت کریم باقری به عنوان یک اسطوره تمام عیار نشان دیگری از تغییر رفتار و ذائقه تماشاگر است. کریم در ۳۷ سالگی برای دویدن پا به پای جوان های پرسپولیس مایه می گذارد و از اعتبارش خرج نمی کند.در چهره او حتی در روزهایی که از اوج فاصله دارد، تلاش و انگیزه بهترین بودن دیده می شود و باقری درست به همین دلیل هرگز نمی تواند از دایره محبوبیت و احترام هواداران فوتبال بگریزد.
در استقلال صحبت از خط دفاعی مستحکمی است که رکورد ویژه ای را از آن خود کرده و کمتر نامی از پیروز قربانی که قریب به یک دهه در این منطقه از زمین استقلال حضوری فعال داشت می شنویم. کارشناس و کارناشناس لب به تحسین ذوب آهن باز می کنند و تیم منصور ابراهیم زاده را صاحب کلاسی متفاوت از سایر تیمهای لیگ می دانند.روشن است که ذوب آهن تیم ترین تیم حال حاضر فوتبال ایران است و نه پر ستاره ترین تیم آن.
به سیر جدید فوتبال در ایران باید فرصت داد. شاید لیگ از لحاظ سطح فنی چنگی به دل نزند اما همین تغییر ذائقه ها می تواند در آینده ای نزدیک به خلق سیاقی جدید در فوتبال کشور ختم شود.الگوی علایق هوادار فوتبال بتدریج به بازیکن منتقل می شود و او ترجیح می دهد همانی باشد که سکونشین ها می پسندند. باید زمان داد تا فوتبال پوست بیندازد و از سایه اسطوره های دروغین خارج شود. دوره فوتبالفارسی آرام آرام به پایان می رسد و بازیگران این عرصه چاره ای نخواهند داشت، جز اینکه به نمونه های حرفه ای و بین المللی نزدیک شوند.

امیروفایی

دیدگاه خود را بیان کنید.