وقتی برای لذت بردن از جملات علی آبادی و عزیز محمدی؛ می خواستیم میزبان جام جهانی باشیم!
بدست مدیر سایت • ۸ شهریور ۱۳۸۸ • دسته: دستهبندی نشدهبازی که به پایان می رسد، یاد حرف تاریخی مهندس علی آبادی می افتیم که بعد از افتتاح ورزشگاه ۱۵ هزار نفری زاهدان (ورزشگاهی که حتی یک درصد از امکانات زمین تمرین تیم لیورپول را هم ندارد) دچار شور شد و گفت: «ما هم اکنون آمادگی میزبانی مسابقات جام جهانی را داریم! » هرچند کمتر کسی این جمله تاریخی او را پذیرفت و سعی کرد از این ادعای مرد اول ورزش کشور، مانند روزی که نکونام را مجید نامجو مطلق نامید بگذرد، اما درد زخم ادعای او تا مدتها بر تن شنوندگان جملات او ماند. آیا تصور می کردید این ادعا برخاسته از واقعیتهای ورزش ماست؟ !
***
بازی که تمام می شود دوربین تلویزیونی به سراغ عزیز محمدی می رود و چنین می پرسد: «آقای رئیس! چرا باید بازی ۲۲ دقیقه قطع شود؟» عزیز محمدی در کمال آرامش می گوید: «البته فیوز کل شهر انزلی پریده بود! » جمله عزیز محمدی فلاش بکی است که آدمی را در تاریخ حرکت می دهد. جمله ای که عزیزمحمدی به زبان آورد را حتی یک نوجوان ۱۵ ساله هم نمی تواند بپذیرد! تصور کنید صدها میلیون ولت برق شهر انزلی، فقط روی یک فیوز قرار بگیرد !
انگار به زبان آوردن هر آنچه فکرش را می کنید و وارونه جلوه دادن واقعیتها، تبدیل به اپیدمی این فوتبال و ورزش شده است. رئیس سازمان لیگ در کمال آرامش و مقابل دوربینهای تلویزیونی واقعیتها را وارونه جلوه می دهد و سعی می کند آن چه در ورزشگاه گذشته را از دوش خود بردارد. آیا ادعای تک فیوزی بودن تمام شهر انزلی توهینی بزرگ به شعور مردم نیست؟ آیا نپذیرفتن حقیقتها و فرار کردن از یک عذرخواهی ساده، پایمال کردن حق مردمی که ساعتهای پایانی شب خود را به ورزشگاه رفته یا پای تلویزیون وقت هدر داده اند نبود؟ !
***
عزیزمحمدی همچنان روی حق خود برای در دست داشتن انحصار بلیت فروشی ها اصرار می ورزد و ادعا می کند نباید در ماه رمضان جواب واعظ آشتیانی و انصاری فرد را داد.
عزیز محمدی ادعا می کند استقلال صلاحیت در دست گرفتن بلیت فروشی را ندارد، ولی در همین ورزشگاه، سازمان لیگ داورانی را می بیند که برای تعویض کردن بازیکن، با صدای بلند نام و شماره او را فریاد می زنند… آیا این مضحک ترین اتفاقی نیست که در تاریخ فوتبال دیده اید؟! عزیزمحمدی خود را محق می داند به همراه سازمان تربیت بدنی روی پول بلیتها برنامه ریزی کرده و از ریال آن هم نمی گذرند، اما این حق را برای باشگاهها قائل نیست که در ورزشگاهی با حداقل امکانات و با داورانی مجهز به میدان بروند.
باز هم در تاریخ سفر می کنیم. علی کفاشیان، مردی که آن قدر به همه چیز خندید تا سرانجام فوتبال ایران هم خنده دار شد، مدعی بود برای داوران فوتبال ایران، همان قشری که از تدارکاتچی ها و لیدرها هم حقوق کمتری می گیرند، تجهیزات رادیویی برای برقراری ارتباط در زمین تهیه خواهد کرد. خنده دار است و کفاشیان هم باید بخندد! داوران تابلوی تعویض هم ندارند، او می خواهد تجهیزات رادیویی بخرد!
***
می خواهیم میزبان و برگزار کننده جام جهانی باشیم. منهای امکانات و تأسیساتی مانند هتلهای چند ستاره، فرودگاههای متعدد و استاندارد در تمامی استانها، خطوط پروازی معتبر و هزاران فاکتور دیگر که هیچ کدام را نداریم، ورزشگاههایمان روزگاری تأسف بار دارند. علی آبادی رفت و جملات تاریخی اش را برجا گذاشت. اما عزیز محمدی که خود را در روزهای کامیابی، مهمترین عامل و در روزهای ناکامی و شکست و فاجعه (مانند آنچه پنجشنبه شب دیدیم) یا از انظار ناپدید می شود و یا زمین و زمان را مقصر جلوه می دهد.
مدیر سایت
فرستادن نامه به این نویسنده | همهی نوشتههای مدیر سایت

